ای خوش آن بینا که روزی دست نابینا گرفت
گفت زندگی سراسر مبارزه است ، لرزید تن نیلوفری اش از تیغ نیلوفری روزگار ، ضمیرانی نازک دل و تن ابرییشمی ، چون ایستد از وزش باد دهر ، تبیره ی زندگی آوایی سهمیگن سرداد و گفت ، ایا چون پا گذاشتی به سرای ، پابگیر رو سوی روشنایی ، که آفتات بهروزی نشاید که بتابد برآن که خفته است به ناز در بُن بید معلق ،باری اگر پدر هستی جنگ است ، حالیا مادرش مهربان و بخشنده است ، و می پرواند آن را که که به نبرد ایستاده است و می ستاید هر مبارزی را هر چند که شاید نه چندان جوانمرد رزم کند . و آنکه به میدان به ذات خود و به رقص خویش استعلا می گیرد بیش از همه شاینده ی ستایش است . زنده باد رسم و آیین بهی که می ستاید آنرا که شاینده و شایسته است .
تقدیم به روح بلند ملک شعرای ایران " محمد تقی بهار خراسانی "
کرمانشاه و بیستون سرافراز...
ما را در سایت کرمانشاه و بیستون سرافراز دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 183 تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 18:48