خدا

خرید بک لینک
زهاد همچو صیادی تور خویش به نام سجاده پهن کرد و نیت خالص گردانید تا دو رکعتی برای خدای گزارد ,تمام که شد ,رسم سنت خویش شکست وباخود اندیشد مباد عمررفته برباد,نشاد که هر چه گزاردیم برای غلبه ی نفس بوده و یا فربه کردن نفس ,گفت در این میان خدای را نیاز نیست دورکعت از این همه گر مقبول افتد بس است که کم بندگان مخٌٌٌلص ازدیاد دارد,بیش از این خون به مغزش نمیرسد و قوت سگالش ندارد ,این مفلس زاده ی گدای خویی خدای خ خویش به دو رکعتی خشنود میدارد و به دو جو نیز بفروشد این همان است که در بازار ریا پیشانیش پینه می بندد در محضر شاه زیادت از عادت خویش نماز می گزارد و کمتر از عادت خورد ,اما همه ی این بازیگری برای دیناری وـخلعتی است که شاه او را دهد تا در خلوتی عکس آنی که در جلوی شاه کرد بجای گزارد وقضای شکم خویش گزارد, باری این گدا خویان دریده چشم گمان سخیف به کمان آبروی یار برده اند,این دریوزه گان بازار ریا سمی اند مباد از هزار فرسخی شان بگذری.به هوش جان به گوش باش و بکوش که دینت را خدعه خیانت به مال وجانت نکنند , خدایت را در پستوی دلت نهان کن همان جا که روزنه نور اوست همانجا که وقت اضطرار دست گیر توست ,گر به سفسطه گفتند چه خدایست که در روزنه ای جایی دارد بگو به از آن که برپیشانی داغ ریا گزارند و مردمان نقش ابلیس از آن بخوانند, آن بزرگ مرا هم در نظر انگارد که مرا بیش از این نور روزنه ی اضطرار وانتظار نیرو نیست.

سید حسن فلسفی طلب "خدا"

کرمانشاه و بیستون سرافراز...

ما را در سایت کرمانشاه و بیستون سرافراز دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 159 تاريخ: پنجشنبه 25 آبان 1396 ساعت: 4:16

صفحه بندی