
به آن چه دلخوش گشته بودیم ، و مغرورxa0 و به xa0آنچه تیکه داده بودم و سرخوشxa0از غرور و سرخوشی خویش xa0که بر باد داده شد جهنمی ساخته شده است ، دوزخی که کمترین جریمه اش گذشتن از آن است ، به چه دلخوش شده ای ؟ قدرت ، هوش ، ثروت و... به چه تکیه دادی ؟ قدرت ، هوش ، ثروت ... ؟ همه طعمه های ی گمرک زمان است ، همه از دست تو خسته می شوند ای پیر مفلوک و خوار خواهی گشت بسان یک خار ، و تو واخواهی ماند در باد، درست است راه جان های آزاده از دوزخ می گذرد ، ای دوست اندوهگین مباش از بر باد رفتن دلخوشی ها و تکیه گا...
ادامه مطلب
به آن چه دلخوش گشته بودیم ، و مغرورxa0 و به xa0آنچه تیکه داده بودم و سرخوشxa0 از غرور و سرخوشی خویش xa0که بر باد داده شد جهنمی ساخته شده است ، دوزخی که کمترین جریمه اش گذشتن از آن است ، به چه دلخوش شده ای ؟ قدرت ، هوش ، ثروت و... به چه تکیه دادی ؟ قدرت ، هوش...
ادامه مطلب